سایه برجام بر آینده مذاکرات؛ توافق ترامپ تکرار نسخه اوباما خواهد بود؟
اگر هیاهو و ادعاهای پیرامون مذاکرات را نادیده بگیریم، ادامه یافتن این گفتگوها خود نشانهای مثبت است از اینکه هر دو طرف همچنان در پی رسیدن به توافقاند و گزینه دیپلماسی را کنار نگذاشتهاند.
هزینه بنبست کنونی رو به افزایش است و ازسرگیری جنگ میتواند پیامدهایی ویرانگری به همراه داشته باشد. دولت ترامپ نیز در موقعیتی نیست که بتواند جنگی بزرگ را بدون برخورداری از حمایت گسترده آغاز کند. در مقابل، ایران نیز به دلیل محرومیت از فروش نفتــ با وجود تبلیغاتی که خلاف آن را نشان میدهدــ هر روز با فشارهای اقتصادی بیشتری روبرو میشود. ادامه این وضعیت فرسایشی در نهایت تهران را در برابر دو مسیر دشوار قرار میدهد: یا پذیرش تشدید درگیری و حرکت به سمت جنگ، یا عقبنشینی بیشتر و پذیرش امتیازهایی تازه در مسیر توافق.
اکنون اگر روشن شود که توافق ترامپ شبیه توافق اوباما در سال ۲۰۱۵ است که صرفا به پرونده هستهای محدود بود و در برابر آن، تحریمها برداشته شد، چه تغییراتی در فضای سیاسی رخ خواهد داد؟
به نظر من، محتملترین سناریو رسیدن به توافقی مشابه توافق اوباما است، با این تفاوت که نباید شرایط امروز را با گذشته یکسان دید، زیرا متغیرها و موازنههای جدیدی وارد معادله شدهاند که میتوانند مسیر و نتیجه را دگرگون کنند.
بیایید کمی به عقب برگردیم و ببینیم در دوران دولت اوباما چه اتفاقی افتاد و چه چیزی در آن زمان تهران را به سمت مذاکره سوق داد. در آن زمان، حکومت بشار اسد درگیر جنگی فرسایشی بود و زیر فشار سنگین اعتراضها و درگیریهای داخلی، با خطر تضعیف جدی روبرو شده بود. همزمان، واشنگتن نیز از احتمال اعمال محدودیت پرواز و مجازات نظامی علیه اسد سخن میگفت؛ بهویژه پس از موجی از حملات شیمیایی که واکنش شدید افکار عمومی جهان را برانگیخت.
در چنین شرایطی، بسته شدن آسمان بر فراز مناطق تحت کنترل مخالفانــ مناطقی که بهطور مستمر هدف بمباران و حملات هوایی قرار داشتندــ میتوانست موازنه جنگ را بهطور جدی تغییر دهد و در نهایت به تضعیف یا حتی سقوط یکی از مهمترین متحدان منطقهای تهران منجر شود.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
در چنین فضایی، جمهوری اسلامی برای مدیریت بحران، همانند بازیکنی که برگ تعیینکننده خود را رو میکند، پرونده هستهای را بهعنوان ابزار اصلی فشار روی میز مذاکره گذاشت. در مقابل، اوباما به این نتیجه رسید که موضوع هستهای ایران نسبت به پروندههایی مانند سرنوشت بشار اسد از منظر راهبردی اهمیت بیشتری دارد. بر همین اساس، او مذاکرات را بهطور کامل بر یک محور مشخص، یعنی پرونده هستهای متمرکز کرد که در نهایت به توافقی انجامید که در پایان دوره ریاستجمهوری اوباما با عنوان «برنامه جامع اقدام مشترک» (برجام) به ثبت رسید.
تاریخنگاران و تحلیلگران سیاسی درباره این تجربه دیدگاههای متفاوتی دارند، زیرا این توافق از یک سو توانست سطح غنیسازی اورانیوم را برای یک دوره ۱۰ ساله به میزان بسیار پایینی کاهش دهد و مواد غنیشده نیز به روسیه منتقل شدند. اقدامی که در آن مقطع، جمهوری اسلامی را تا حدی از دستیابی به سلاح هستهای محروم کرد. از سوی دیگر، دستاوردهای ایران نیز قابلتوجه بود. بشار اسد در قدرت باقی ماند، بخش قابل توجهی از تحریمها برداشته شد، داراییهای بلوکهشده ایران آزاد شد و از فعالیتهای نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در لبنان، عراق و یمن تا حد زیادی چشمپوشی شد. همزمان، توسعه زرادخانه موشکهای بالیستیک نیز بدون وقفه ادامه یافت.
اوباما توانست اجرای پروژه هستهای نظامی را تنها برای مدتی محدود، حدود یک دهه، به تعویق بیندازد. در آن زمان، دولت اوباما در برابر انتقادهای گسترده کشورهای حوزه خلیج فارس، اسرائیل و جمهوریخواهان آمریکا از این توافق دفاع میکرد و آن را ابزاری برای اعتمادسازی با نظام ایران میدانست.
به باور آنان، این توافق میتوانست جریانهای اصلاحطلب در داخل ایران را تقویت و زمینه را برای تغییر رویکرد و ورود تدریجی به تعاملات مسالمتآمیز منطقهای و بینالمللی فراهم کند. همچنین استدلال میشد که سیاستهای تهاجمی تهران بیش از هر چیز ناشی از فشارها، انزوا و نگرانی از بقای نظام است. با این حال، حقیقت این است که همه کشورهای منطقه همسایه خود را به خوبی میشناسند و میدانند که تصورات اوباما در مورد تغییر رفتار تهران هیچ ارتباطی با واقعیت ندارد.
ترامپ در سالهای گذشته همواره از توافق اوباما انتقاد کرد و همچنان آن را مسخره میکند و بارها تاکید کرده که هرگز توافقی مشابه آن را امضا نخواهد کرد. با این حال، از آنجا که هنوز پیروزی نظامی قاطعی به دست نیامده، دامنه گزینههای او همچنان محدود باقی مانده است.
در غیاب پیروزی قاطع، دو طرف ناچار به مذاکره میشوند. دولت ترامپ و رژیم جمهوری اسلامی هر دو در وضعیت بنبست قرار گرفتهاند و به نوعی به توافقی نیاز دارند. اگرچه رئیسجمهوری آمریکا بارها تصریح کرده است که الزامی برای پذیرش یک توافق تکموضوعی، بهویژه در پرونده هستهای ندارد، با این حال بعید نیست که در نهایت به چنین گزینهای تن دهد.
البته ترامپ برخلاف اوباما، رویکرد متفاوتی در پیش گرفت. او هم گزینه قدرت نظامی را به آزمون گذاشت، هم سیاست فشار و محاصره شدید را به کار گرفت و در برخی موارد، به نتایج مثبتی نیز دست یافت. در حالی که اوباما در شرایطی متفاوت قرار داشت. او از حمایت کامل حزب دموکرات و پشتیبانی کشورهای اروپایی برخوردار بود و خود نیز تاکید میکرد که قصد دارد تقابل با رژیم ایران را همچون یک بازی شطرنج دنبال کند.
ترامپ از امضای نسخه مشابه توافق اوباما خودداری میکند، زیرا نگران است که این توافق موقعیت او را از نظر سیاسی و انتخاباتی تضعیف کند و به وجهه او در تاریخ آسیب برساند.
بنابراین، لازم است گزینههای پیش روی ترامپ را با دقت بررسی کنیم و ببینیم حداقل شروطی که «جریان ترامپ» ممکن است به آن تن دهد، چیست. نخستین امتیاز موردانتظار از ایران در پرونده هستهای، کاهش یا توقف سطح غنیسازی اورانیوم و انتقال مواد غنیشدهــ بهویژه ذخایری که در تاسیسات زیرزمینی نگهداری میشودــ به خارج از کشور است؛ موضوعی که بهعنوان یکی از الزامات اصلی هر توافق احتمالی مطرح میشود.
دومین خواسته کنار گذاشتن هرگونه نفوذ یا کنترل بر تنگه هرمز است؛ مسئلهای که از نگاه متحدان آمریکا در خلیج فارس، یکی از ضرورتهای اساسی امنیت منطقه محسوب میشود.
سومین خواسته آن است که اسرائیل از هرگونه تعهدی که استفاده از نیروی نظامی علیه گروههای شبهنظامی وابسته به جمهوری اسلامی در منطقه را محدود کند، مستثنا بماند؛ مسئلهای که برای تلآویو اهمیتی حیاتی دارد.
این سه مورد، حداقل شروطیاند که میتوانند هر توافق احتمالی را قابلقبول جلوه دهند و در نهایت، به مفاد توافق اوباما در سال ۲۰۱۵ بسیار نزدیکاند. در آن زمان، تنگه هرمز باز بود و اسرائیل هم آزادی عمل گستردهای داشت. از این رو، اگر توافق جدید فاقد چنین امتیازاتی از سوی ایران باشد، توافق اوباما در مقایسه با آن، نسخهای بهتر و کارآمدتر تلقی خواهد شد.
به همین دلیل ممکن است در نتیجه تلاش هر دو طرف برای پرهیز از قرار گرفتن در جایگاه بازنده، در این مرحله واقعیتی جدید بر پایه نوعی «تفاهم برای کاهش تنش و جلوگیری از درگیری» شکل بگیرد.
بر اساس برخی گزارشها و اطلاعات منتشرشده، واشنگتن آمادگی دارد محاصره و محدودیتهای اعمالشده بر بندرهای ایران را بهتدریج کاهش دهد. در مقابل، جمهوری اسلامی نیز از اقدامهای تنشزا در تنگه هرمز، از جمله تهدید و مینگذاری، دست بردارد. در همین حال، مقامهای جمهوری اسلامی نیز روایت مشابهی را مطرح میکنند. هرچند تاکید دارند که آزادسازی ۲۴ میلیارد دلار از داراییهای بلوکهشده ایران در بانکهای خارجیــ که مربوط به درآمدهای حاصل از فروش پیشین نفت استــ باید بخشی از این روند باشد.
چنین تفاهمی میتواند به کاهش تنش و جلوگیری از تشدید بحران کمک کند، اما همزمان این خطر را نیز در پی دارد که روند مذاکرات طولانیتر شود و جمهوری اسلامی دیگر تحت فشار سنگین محاصره و تحریم قرار نگیرد. در مقابل، دولت ترامپ نیز بدون دستیابی به یک توافق هستهایــ که حداقل هدف قابلقبول برای واشنگتن محسوب میشودــ قادر نخواهد بود به وضعیت تقابل و بحران جاری پایان دهد.
برگرفته از الشرقالاوسط
جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی
آتشبس آمریکا و ایران
آخرین دور مذاکرات ایران و آمریکا
مذاکرات اسلامآباد
پرونده هستهای جمهوری اسلامی
ادامه بنبست، افزایش هزینه جنگ و تنگتر شدن حلقه محاصره ایران، دو طرف را به سمت توافقی تدریجی و محدود سوق میدهد
عبدالرحمن الراشد
سه شنبه, مه 26, 2026 - 09:00
دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکاــ MANDEL NGAN/AFP/Getty Images
دیدگاه
related nodes:
ضعف در برابر جمهوری اسلامی صلح نمیآورد
هرگونه توافق هستهای با جمهوری اسلامی باید فراتر از «برجام» دولت اوباما باشد
آتشبس و مذاکره با تهران؛ واشنگتن از سیاست فشار فاصله گرفته است؟
Type:
news
SEO Title:
سایه برجام بر آینده مذاکرات؛ توافق ترامپ تکرار نسخه اوباما خواهد بود؟
Inner related node:
ضعف در برابر جمهوری اسلامی صلح نمیآورد
هرگونه توافق هستهای با جمهوری اسلامی باید فراتر از «برجام» دولت اوباما باشد
آتشبس و مذاکره با تهران؛ واشنگتن از سیاست فشار فاصله گرفته است؟
copyright:
Discussion in the ATmosphere