{
"$type": "site.standard.document",
"bskyPostRef": {
"cid": "bafyreia5er5sjcphvhp76kbhzvtayvndpatfkugsninrajwtmzhemgm62y",
"uri": "at://did:plc:uyh6nuj2wh7hi6b222psuwqb/app.bsky.feed.post/3mlwaruaf4at2"
},
"coverImage": {
"$type": "blob",
"ref": {
"$link": "bafkreiesuwqyucxsu4b5kyhomcgxnxuvnghr6ucflolrlggwoi7fwwmg24"
},
"mimeType": "image/jpeg",
"size": 74856
},
"path": "/node/420446/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C/%D8%B3%D9%87%D9%85-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D8%9B-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%AC%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7-%DA%AF%D9%84%D9%88%D9%84%D9%87-%D8%AF%D8%B1",
"publishedAt": "2026-05-15T07:06:50.000Z",
"site": "https://www.independentpersian.com",
"tags": [
"ایران",
"انقلاب ملی ایران",
"انقلاب شیر و خورشید",
"دیماه خونین",
"سرکوب معترضان",
"کودکان کار",
"کشتار کودکان",
"کودککشی",
"سرکوب کودکان کار",
"سایه رحیمی",
"سیاسی و اجتماعی",
"news"
],
"textContent": "در میان هزاران جاویدنام دیماه خونین ۱۴۰۴، نام صدها کودک و نوجوان زیر ۱۸ سال نیز به چشم میخورد؛ کودکانی که در خیابانها، کوچهها و میدانهای شهرهای مختلف ایران هدف شلیک مستقیم نیروهای سرکوب قرار گرفتند و جان باختند.\n\nاین کودکان و نوجوانان نمایندگان طیفهای گوناگون جامعه ایران بودند. از دانشآموزانی که رویای آیندهای بهتر در سر داشتند تا نوجوانانی که برای کمک به معاش خانواده، از سالها پیش وارد بازار کار شده بودند و بهعنوان «کودکان کار» شناخته میشدند.\n\nالبته حضور گسترده کودکان کار و نوجوانان اقشار متوسط و فقیر جامعه در اعتراضها، پدیدهای جدید و محدود به دیماه ۱۴۰۴ نیست و در اعتراضات سالهای گذشته نیز الگوی مشابهی دیده میشود؛ الگویی که برخلاف روایتها و برچسبهای رسمی دستگاه قضایی و نهادهای امنیتی، از واقعیتی عمیقتر پرده برمیدارد: اینکه معترضان برخلاف ادعای حکومتی «عوامل بیگانه» نیستند، بلکه گروههایی از متن جامعهاند که زیر فشار فقر، نابرابری، بحران معیشت، بیثباتی اقتصادی و فقدان چشماندازی روشن برای آینده، به مرز انفجار رسیدهاند.\n\n# Read More\n\nThis section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)\n\nنام بسیاری از این کودکان و نوجوانان هنوز رسانهای نشده است و خانوادههایشان تحت فشار، سکوت کردهاند. با این حال، همان تعداد روایتهایی که منتشر شدند نیز از نسلی که پیش از رسیدن به بزرگسالی، هم بار کار و فقر را بر دوش میکشد و هم برای مطالبه زندگی بهتر، بهای سنگینی میپردازد، تصویری تکاندهنده ارائه میدهد.\n\nیکی از این نوجوانان، جاویدنام محمد نوری، نوجوان ۱۷ ساله اهل قم بود که دوازدهم دیماه در جریان یورش نیروهای سرکوبگر به معترضان در میدان توحید این شهر، هدف شلیک مستقیم قرار گرفت و جان باخت. بر اساس روایت نزدیکانش، محمد از جمله کودکانی بود که علیرغم سن کم، ناچار بود برای کمک به وضعیت معیشتی خانواده، کار کند.\n\nجاویدنام رسول کدیوریان و برادرش جاویدنام رضا کدیوریان نیز از دیگر نوجوانان و جوانان کمبرخورداری بودند که در جریان اعتراضات جان باختند. این دو برادر اهل محله جعفرآباد کرمانشاه، هر دو کارگر بودند و زندگیشان با کار روزانه و تلاش برای گذران معیشت خانواده گره خورده بود.\n\nسیزدهم دیماه ۱۴۰۴، نیروهای امنیتی در جریان سرکوب اعتراضات در جعفرآباد کرمانشاه، این دو برادر را با گلوله جنگی هدف قرار دادند. رسول پس از انتقال به بیمارستان طالقانی کرمانشاه جان باخت و رضا نیز که در بخش مراقبتهای ویژه بستری شده بود، یک روز بعد بر اثر شدت جراحات، از دنیا رفت.\n\nجاویدنام پویا درخشان که هنگام مرگ ۱۷ سال داشت، نیز از جمله نوجوانانی بود که بحران معیشت، کودکی و نوجوانیاش را تحتالشعاع قرار داده بود. او نوزدهم دیماه ۱۴۰۴ در منطقه هفتحوض تهران، بر اثر اصابت گلوله به قلبش جان باخت. پویا با پدربزرگ و مادربزرگش زندگی میکرد و بر اساس روایت نزدیکانش، از سنین پایین برای کمک به خانواده ناچار بود کار کند و با وجود مشکلات اقتصادی، تلاش میکرد زندگی خود و خانوادهاش را بهبود ببخشد.\n\nجاویدنام امیرمهدی نعمتینژاد، نوجوان ۱۷ ساله و کارگر خیاطی اهل اراک، پنجشنبه هجدهم دیماه در جریان اعتراضات میدان شورا در شهر اراک، وقتی نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی به سوی معترضان آتش گشودند، با شلیک مستقیم جان باخت.\n\nروایت زندگی و بسیاری دیگر از نوجوانان جانباخته نشان میدهد که بخش قابلتوجهی از قربانیان سرکوب، نوجوانان و جوانانی بودند که همزمان با تحصیل یا حتی به جای آن، وارد بازار کار شده بودند و زیر فشار بحران اقتصادی، آیندهای مبهم پیش روی خود میدیدند.\n\nجاویدنام میلاد حسنزاده ایراندوست و آزادیخواه، برای خود کسبوکار آنلاین فروش عطر راه انداخته بود. وقتی برای اعتراض به خیابان رفت، در آخرین یادداشت خود نوشت: «دارم میروم. اگر کشته شدم یا حتی دستگیر شدم، خوشحال باشید، چون من انتخاب کردم با شرافت و عزت زندگی کنم. اگر قراره بمیرم، بهتره بهعنوان شهید در راه شجاعت و شرافت بمیرم و اگر اتفاقی برام افتاد، میخوام خبر مثل بمب منفجر بشه، تا برای بقیه نسل من الگو بشم.»\n\nپس از کشته شدن میلاد، ویدیوهایی که او در اینستاگرامش از فروش آنلاین عطرها منتشر میکرد، بسیار موردتوجه قرار گرفت.\n\nابوالفضل نوروزی، ۱۴ ساله، هجدهم دیماه حوالی پایگاه بسیج سیدی مشهد با شلیک گلوله جنگی جان سپرد. او حدود یک سال پیش از کشته شدن، با وجود اینکه درس خواندن را دوست داشت، مجبور شد ترک تحصیل کند تا نانآور خانواده شود. او در یک مکانیکی کار میکرد، با این امید که شبها تحصیل را از سر بگیرد. آرزوی ابوالفضل خرید یک موتور با درآمد خودش بود؛ آرزویی که هرگز محقق نشد.\n\nجواد کاظمی، کودک کار ۱۳ ساله از خانوادهای محروم در استان تهران، با اصابت سه گلوله جنگی جان باخت. او مادر نداشت، پدرش معلول بود و از ۱۰ سالگی برای تامین هزینههای زندگی کار میکرد.\n\nسام صحبتزاده، ۱۴ ساله، متولد خلخال و ساکن قلعه حسنخان تهران، روز پنجشنبه ۱۸ دیماه در جریان اعتراضهای میدان قلعه حسنخان با گلوله جنگی نیروهای سرکوبگر کشته شد. به گفته نزدیکانش، او از ۱۰ سالگی ناچار به ترک تحصیل شده بود و برای تامین معاش خانواده کار میکرد.\n\nامیرحسین سرتیپی، نوجوان ۱۵ساله، پدر نداشت و نانآور خانواده بود. او که در یک مغازه بهعنوان پیک موتوری کار میکرد، شب نوزدهم دیماه در قلعهحسنخان با اصابت تیرجنگی به سرش، کشته شد.\n\nبنیامین محمدی، بوکسوری نوجوان با رویای قهرمانی بود که در محله گلچین تهران کشته شد. بنیامین پدرش را از دست داده بود و کار میکرد تا هزینههای خود را تامین کند.\n\nرضا کاووسی، ۱۶ ساله و اهل قوچان، که برای کار و یادگیری مکانیکی، به کرج مهاجرت کرده بود، روز نوزدهم دیماه در همین شهر هدف گلوله قرار گرفت و جان سپرد. پدرش برای تامین مبلغ ۷۵۰ میلیون تومان پول تیر، مجبور شد ماشینش را بفروشد.\n\nجاویدنام ابوالفضل وحیدی، نوجوان ۱۳ ساله ساکن اسلامشهر، یکی دیگر از کودکان کار بود که در دیماه خونین کشته شد. ابوالفضل مادر نداشت و پدرش او را رها کرده بود. او شبها تا صبح کار میکرد تا بتواند هزینههای ابتدایی زندگیاش را تامین کند.\n\nنزدیکانش میگویند تنها یک ماه تا تولد ۱۴ سالگیاش باقی مانده بود و مثل بسیاری از همسنوسالانش آرزو داشت یک جفت کتانی خارجی بخرد، اما هجدهم دیماه ۱۴۰۴، نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی در نازیآباد تهران، با شلیک گلوله به گلوی این نوجوان، به زندگی او پایان دادند.\n\nجاویدنام مهدی کشاورز داداشی هم نوجوان ۱۷ سالهای بود که در جریان اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ در محله پرند رباطکریم جان باخت. شامگاه هجدهم دیماه، او با دو گلوله جنگی که به قلب و قفسه سینهاش اصابت کرد، کشته شد. مهدی نانآور خانواده بود و همراه خواهرش زندگی میکرد و برای تامین معاش، کنافکاری انجام میداد. روایتهای منتشرشده از زندگی او نشان میدهد که با وجود سن کم، مسئولیت سنگین زندگی خانواده را بر دوش داشت و اطرافیانش از او بهعنوان نوجوانی خندان، شجاع و زحمتکش یاد میکنند.\n\nکشته شدن کودکان کار و نوجوانان زحمتکش الگویی محدود به اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ نیست و در اعتراضات سالهای گذشته نیز بارها تکرار شده است. جاویدنام آرتین رحمانی، نوجوان ۱۷ ساله اهل ایذه، یکی از کودکان کار بود که ۲۵ آبان ۱۴۰۱ و در جریان خیزش مهسا با سه گلوله جنگی کشته شد.\n\nآرتین شاگرد مکانیکی بود و به ماشین و تعمیر خودرو علاقه زیادی داشت. پس از کشته شدن او، دستخطی منتشر شد که خطاب به مادرش نوشته بود: «شرمندهام مادر، میخواهم در راهی قدم بگذارم که جوانیام را نبینی.»\n\nاو پیش از حضور در اعتراضات نیز در اینستاگرام نوشته بود: «حالمون خوب میشه یه روز، ولی شاید اون روز من نباشم. اگه تو بودی، جای من بلند بخند، از ته دل.»\n\nمحمداقبال نایبزهی، نوجوان جانباخته جمعه خونین زاهدان در سال ۱۴۰۱ نیز کارگر ساختمانی بود. روایتها نشان میدهد او حتی روزی که برای نماز جمعه از خانه خارج شد، پول کرایه نداشت و حدود ۱۲ کیلومتر مسیر خانه تا مصلی را پیاده طی کرد، اما همان روز با شلیک گلوله از پشت کشته شد.\n\nمحسن محمدپور ابوجدیعی، از جانباختگان اعتراضات آبان ۱۳۹۸ در خرمشهر، نیز از دیگر نوجوانانی بود که همزمان با تحصیل، ناچار به کارگری ساختمان و بنایی شده بود. او که هر روز پس از پایان مدرسه، برای کمک به خانواده سر کار میرفت، سرانجام ۲۵ آبان ۱۳۹۸ با شلیک نیروهای جمهوری اسلامی کشته شد.\n\nمهدی، ابوالفضل، بنیامین، امیرحسین، سام، جواد، رضا، میلاد، امیرمهدی، پویا، آرتین، محمداقبال و محسن کودکانی بودند که پیش از آنکه معنای واقعی کودکی را تجربه کنند، طعم تلخ فقر، کار اجباری و بحران معیشت را چشیدند. بسیاری از آنان در سنی که باید در مدرسه، زمین بازی یا کنار خانواده میبودند، به کارگاهها، ساختمانها، مغازهها و خیابانها رانده شدند تا در تامین معاش خانواده سهمی داشته باشند.\n\nآنان قربانیان زودهنگام چرخهای بودند که کودکان را به نیروی کار ارزان تبدیل میکند. در نهایت نیز همان ساختاری که چنین زندگی دشواری را به آنان تحمیل کرده بود، با گلوله، به زندگیشان پایان داد.\n\nایران\n\nانقلاب ملی ایران\n\nانقلاب شیر و خورشید\n\nدیماه خونین\n\nسرکوب معترضان\n\nکودکان کار\n\nکشتار کودکان\n\nکودککشی\n\nسرکوب کودکان کار\n\nدر نهایت نیز همان ساختاری که چنین زندگی دشواری را به این کودکان کار تحمیل کرده بود، به زندگیشان پایان داد\n\nسایه رحیمی\n\nجمعه, مه 15, 2026 - 10:45\n\n> <p dir=\"rtl\">جاویدنام ابوالفضل نوروزی که شاگرد یک مکانیکی بودــ x./jacob15759299</p>\n\nسیاسی و اجتماعی\n\nrelated nodes:\n\nدیماه خونین؛ تراژدی هولناک قتلعام ۱۷ سالهها\n\nصعود آمار کودکان کار، همراه با افزایش فقر در ایران\n\nکودکان کار و آسیبدیده؛ تاریکخانه رویای ایران ۱۵۰ میلیونی\n\nType:\n\nnews\n\nSEO Title:\n\nسهم کودکان کار از رفاه اجتماعی؛ از کار اجباری برای نان تا گلوله در خیابان\n\nInner related node:\n\nدیماه خونین؛ تراژدی هولناک قتلعام ۱۷ سالهها\n\nصعود آمار کودکان کار، همراه با افزایش فقر در ایران\n\nکودکان کار و آسیبدیده؛ تاریکخانه رویای ایران ۱۵۰ میلیونی\n\ncopyright:",
"title": "سهم کودکان کار از رفاه اجتماعی؛ از کار اجباری برای نان تا گلوله در خیابان"
}